الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

128

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

نصب شد . مؤلف گويد : در ذكر شهادت اصحاب حضرت امام حسين عليه السّلام بيايد كه زاهر مولى عمرو بن حمق كه با آن حضرت شهيد شد همان است كه بدن وى را به خاك سپرد . در قمقام گويد : عمرو بن حمق ( بر وزن كتف ) بن كاهن بن حبيب بن عمرو بن قين بن ذراح بن عمرو بن سعد بن كعب بن عمر بن ربيعة الخزاعى بعد از حديبيّه سوى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هجرت كرد . و بعضى گويند : در سال فتح مكّه اسلام آورد . و قول اوّل اصحّ است . در صحبت آن حضرت بود و از او احاديثى حفظ شده است . ناشره از عمرو بن حمق روايت كند كه : وى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را آب داد آن حضرت دربارهء وى دعا كرد : « اللّهمّ متّعه بشبابه » : خدايا او را از جوانى برخوردار گردان . هشتاد سال بزيست و در ريش او موى سپيد ديده نشد و پس از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از پيروان على عليه السّلام گشت و در همهء مشاهد جمل و صفّين و نهروان با آن حضرت بود و به يارى حجر بن عدىّ برخاست و از اصحاب او بود از ترس زياد از عراق به جانب موصل گريخت و در غارى نزديك موصل پنهان شد عامل موصل سوى او فرستاد تا دستگيرش كنند او را در غار مرده يافتند مار او را گزيده بود بدانجا در گذشت قبر او بيرون شهر موصل معروف است به زيارت آن روند و بر آن قبّه كرده‌اند . ابو عبد اللّه سعيد بن حمدان پسر عمّ سيف الدّوله و ناصر الدّوله در شعبان 336 آغاز عمارت آن كرد و ميان شيعه و اهل سنت به سبب آن عمارت فتنه برخاست . و در رجال كشّى گويد : او از حواريّين امير المؤمنين عليه السّلام است و از سابقين كه سوى آن حضرت بازگشتند . و از كتاب اختصاص منقول است كه : در ذكر سابقين و مقرّبين امير المؤمنين عليه السّلام گويد : حديث كرد ما را جعفر بن حسين از محمد بن جعفر مؤدّب كه چهار ركن شيعه چهار كس‌اند از صحابه : سلمان ، مقداد ، ابو ذر و عمّار . و مقرّبان آن حضرت از تابعين اويس بن انيس قرنى است آنكه خداى تعالى شفاعت او را در قبيلهء ربيعه و مضر مىپذيرد اگر شفاعت كند و عمرو بن حمق . و جعفر بن حسين گفت : منزلت او از امير المؤمنين چنان بود كه سلمان - رضى اللّه عنه - از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رشيد هجرى ، ميثم تمّار ، كميل بن زياد نخعى . قنبر مولى امير المؤمنين عليه السّلام عبد اللّه بن يحيى كه امير المؤمنين عليه السّلام روز جمل با او گفت : اى پسر يحيى مژده دهم تو را و پدرت را كه شما از شرطة الخميس‌ايد خداى تعالى شما را در آسمان بدين